شهرزاد قصه گو

چون شب یکصد و نوزدهم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/01/119-Shabe-YeksadoNoozdahom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! آن جوان با تاج‌الملوک گفت که: مرا گرفته نگاه داشت و گفت: مرو تا تو را از خبری بیاگاهانم.

ادامه مطلب
شهرزاد قصه گو

چون شب یکصد و هجدهم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/01/118-Shabe-YeksadoHejdahom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! آن جوان بازرگان با تاج‌الملوک گفت: از ترسِ خواب، به انگشت چشم خود را همی گشودم و سر خود

ادامه مطلب
شهرزاد قصه گو

چون شب یکصد و هفدهم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/01/117-YeksadoHefdahom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! آن جوان با تاج‌الملوک گفت: دختر عمم مرا بسی دوست داشتی، گفت: به چشم. ولی ای پسر عم! من

ادامه مطلب
شهرزاد قصه گو

چون شب یکصد و شانزدهم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/01/116-YeksadoShanzdahom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! آن جوان با تاج‌الملوک گفت که: آن مکان به شادی من بیفزود ولی هیچ آفریده در آن‌جا نیافتم و

ادامه مطلب
شهرزاد قصه گو

چون شب یکصد و پانزدهم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/01/115-Shabe-YeksadoPanzdahom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! آن جوان با تاج‌الملوک گفت که: چون پیشانی‌اش به میخی آمده بشکست و خون از جبینش روان شد، پس

ادامه مطلب
شهرزاد قصه گو

چون شب یکصد و چهاردهم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/01/114-Shabe-YeksadoChahardahom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! آن جوان با تاج‌الملوک گفت: چون دو روز به سر رفت، دختر عمم با من گفت: دل خوش‌دار و

ادامه مطلب
شهرزاد قصه گو

چون شب یکصد و سیزدهم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2020/11/113-Shabe-YeksadoSizdahom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! آن جوان با تاج‌الملوک گفت که: سر بر کردم تا ببینم که دستارچه از کجاست، چشمم به چشم خداوند

ادامه مطلب
شهرزاد قصه گو

چون شب یکصد و دوازدهم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2020/11/112-Shabe-YeksadoDavazdahom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! تاج‌الملوک گفت: ناچار باید من آن پارچه بازبینم. و در دیدن اصرار کرد و بدان جوان خشم آورد. آن‌گاه

ادامه مطلب
شهرزاد قصه گو

چون شب یکصد و یازدهم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2020/11/111-Shabe-YeksadoYazdahom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! تاج‌الملوک را چشم به رعنا پسری افتاده که گونه‌اش از دوری دوستان زرد گشته بود و اشک از چشمانش

ادامه مطلب
درباره سایت

از رنج زندگی، به ادبیات پناه آورده‌ایم؛ به واژه‌های خیال‌انگیز و آهنگین، به آه، نگاه و نگاره. به عشق، به مهر، به دوست داشتن…

پیوند دوستان

Copyright 2020 | Elmirashahan.ir | All Rights Reserved