چون شب یکصد و پنجاه و سوم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/02/153-Shabe-YeksadoPanjahoSevvom.mp3  حکایت علی‌بن‌بکار و شمس‌النهار: شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! در زمان گذشته به عهد خلافت هارون‌الرشید، بازرگانی پسری داشت، ابوالحسن‌علی‌بن‌طاهر نام و آن بازرگان

چون شب یکصد و پنجاه و دوم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/02/152-Shabe-YeksadoPanjahoDovvom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! شاهینی بوده است بدکردار و وحشیان و پرندگان از او هراس داشتند و هیچ‌کس از شر او خلاص نبود

چون شب یکصد و پنجاه و یکم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/02/151-Shabe-YeksadoPanjahoYekom-1.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! موش چون سخن کک بشنید گفت: اگر سخن چنین است که تو گفتی، در این‌جا برآسای که بر تو

چون شب یکصد و پنجاهم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/01/150-Shabe-YeksadoPanjahom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! چون گرگ انگشت ندامت به دندان گرفت و فروتنی آغاز کرد، نیازمندانه با روباه گفت: شما طایفۀ روبهان، شیرین‌زبان‌ترین

چون شب یکصد و چهل و نهم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/01/149-Shabe-YeksadoCheheloNohom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! گرگ با روباه گفت: سخنی که تو را سود ندهد مگو و چیزی که تو را خشنود نکند مشنو.

چون شب یکصد و چهل و هشتم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/01/148-Shabe-YeksadoCheheloHashtom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! آن عابد روزی خود را به دو نیم بخش می‌کرد. نیمه‌ای خود می‌خورد و نیمۀ دیگر به کبوتران می‌داد

چون شب یکصد و چهل و هفتم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/01/147-Shabe-YeksadoCheheloHaftom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! طاووس چون سخن بطّه بشنید عجب آمدش و گفت: ای بطّه! تو از بنی آدم ایمن گشته‌ای از آن‌که

چون شب یکصد و چهل و ششم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/01/146-Shabe-YeksadoCheheloSheshom.mp3  حکایات حیوانات: ملک با شهرزاد گفت: همی خواهم که از حکایات پرندگان حدیث گویی. شهرزاد گفت: سمعاً و طاعتا. ای مَلِک جوان‌بخت! به روزگار

چون شب یکصد و چهل و پنجم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/01/145-Shabe-YeksadoCheheloPanjom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! نزهت‌الزمان چون سخنان بدوی بشنید جهان در چشمش تیره شد. برخاسته تیغ برکشید و بدوی را بکشت. حاضران گفتند

چون شب یکصد و چهل و چهارم برآمد

https://elmirashahan.ir/wp-content/uploads/2021/01/144-Shabe-YeksadoCheheloChaharom.mp3  شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان‌بخت! ایشان به اشارت وزیر هر دو به تخت بنشستند و شادمانی‌ها کردند و سپاه و رعیت از ایشان شاکر