خرافه های رایج در خارج از ایران

خرافه‌های بین‌المللی

مجتبی ناطقی: بسیاری از خرافات ما را از ویژگی های انسانی دور می کنند و باعث ایجاد باورهایی غلط به موجودات غیر واقعی، هیولاها و ارواح سرگردان در ذهن آدمی می شوند. وقتی ذهن ما توانایی توضیح پدیده ای را نداشته باشد، دست به اشتباه می زنیم! مثلاً در تاریکی شب دچار وهم و خیال می شویم و سایه هایی سرگردان را در اطراف خود احساس می کنیم که وجود خارجی ندارند. یا در انجام خیلی کارها به یک عقب نشینی غیر عاقلانه دست می زنیم که زاییده ی باور به خرافاتی با یک پیشینه ی بلند مدت هستند. اما در واقع مطالعات انجام شده در سال 2010 نشان می دهد که برخی اوقات خرافات کارساز بوده اند؛ چرا که باور به یک مسئله، احتمال محقق شدنش را بیشتر می کند. ایمان به خرافات و باور عمیق و قلبی به این موضوع، بخش قابل توجهی از زندگی انسان ها را در دست گرفته است و در خیلی از مواقع ما انسان هایی را در اطراف خود مشاهده می کنیم که به زعم دارا بودن سطح مطالعاتی و سواد تحصیلی بالا، پیگیر مسائل خرافی و باورهایی غیر علمی هستند. شایع ترین و آشکارترین خرافه در کشورهای آسیایی به رغم تلاش بر نابودی این خرافه توسط یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر الهی از جمله حضرت ابراهیم(ع)، گرایش به بت پرستی و نقض یگانه پرستی است. چنان که به اعتقاد «لرد کریشنا» در بهاگاواد گیتا، فصل دوازده آیه پنج، آمده است که تمرکز بر خدای غیر آشکار به مراتب سخت تر از تمرکز بر خدای دارای شکل است. چرا که او معتقد است انسان نیاز به درک هر چیز به وسیله ی حواس خود دارد. به همین دلیل در بت پرستی سنتی هر چیزی اعم از سنگ، چوب، فلز، گچ، حیوان، اجزای طبیعت تا اعضای بدن انسان نیز مورد پرستش واقع می شود.
باور و عقیده به مسائل خرافی از سطح روستائی و قبیله ای گذشته و از مرزهای جغرافیائی و آسیایی نیز فراتر رفته و در سطح دنیا سایه افکنده است. چنان که در بسیاری از کشورهای توسعه یافته نیز باور به خرافات به خوبی مشهود و محسوس است. کشورهایی نظیر انگلستان و ایتالیا گربه را نماد خوش یمنی و خوش اقبالی می پندارند، کما اینکه در کشور فرانسه دیدن گربه نشانه ی اتفاقی نحس و شوم است. در واقع سؤالی که طرح می شود این است که این کشورها با توجه به محوریت سکولاریسم، دین گریزی و خرافه پنداریِ مسئله ی دین، و با وجود پیشرفت های علمی و فناوری های متعدد و پشت سر گذاشتن قرون وسطی و عهد جاهلیت، چگونه است که همچنان بر باور و اعتقادات عمیق و کهنه ی خود باقی مانده اند. از رایج ترین خرافه ها در سطح جهان، مسئله ی نحسی بعضی از اعداد است که از جمله ی آن ها می توان به عدد سیزده اشاره کرد. در کشور آمریکا، جمع دو عدد دوازده و یک (1+12) جایگزین عدد سیزده می شود. همچنین، آویختن نعل اسب از در ورودی خانه ها نماد شانس و برکت است. در برزیل خوردن دانه های عدس و گندم در اول ماه ژانویه سالی سرشار از ثروت و موفقیت را به ارمغان می آورد و در کشور روسیه، نگاه کردن در آینه ی شکسته بدشانسی به دنبال خواهد داشت!
و اما ده خرافۀ خیلی رایج در سطح دنیا:

1. شانس ِ مبتدی ها
معمولا انسان های با تجربه در مقابله با شکستشان در برابر مبتدی ها، از شانسِ خوبِ مبتدی ها ناله می کنند.
شانسِ مبتدی ها، خرافه ای که براساس آن مبتدی ها در ورزش، بازی یا هر فعالیت دیگر به طور غیر معمولی به پیروزی می رسند. این مسئله ممکن است ناشی از فعالیت بدونِ استرسِ آن ها باشد. هیجان و استرس زیاد می تواند از یک اجرای مناسب جلوگیری کند. یا اینکه واقعا شانس با آن ها یار است.
این خرافه هم مثل بسیاری از خرافه ها می تواند ناشی از باور فرد مبتدی باشد که به او کمک می کند تا برنده ی بازی باشد!

2. سکه پیدا کن و بردار
تمام طول روز را خوش شانس خواهید بود! عمل به این جمله ی کوچک، خوش شانسی را برایتان رقم خواهد زد!
یا دو جمله ی قدیمی «سنجاق دیدی، بردار و خوش شانس باش» و «سنجاق دیدی، برندار و بدشانس باش» خرافه های دیگری هستند که به شدت رواج پیدا کرده اند.

3. زیر نردبان راه نرو
راستش را بخواهید این خرافه بسیار کاربردی است!
چه کسی می خواهد مسئولیت به زمین خوردن و از کار افتادن آقای نجار را بر عهده بگیرد؟
براساس یک نظریه، این خرافه برگرفته از یک باور قدیمی در دین مسیحیت (معروف به تثلیث مقدس) است. وقتی نردبان را به دیوار تکیه می دهیم، دیوار، زمین و نردبان با هم یک مثلث مقدس را می سازند، که بر این اساس شکستن این مثلث، کفر آمیز تلقی می شود!
نظریه ی محبوب دیگر اینکه، ترس عبور از زیر نردبان بی شباهت به ترس از پای چوبه ی دار رفتن نیست! پس بیاییم بخاطر ایمنی هم که شده این نظریه را بپذیریم!

4. گربه های سیاه، سر راه ما
گربه ها، به عنوان حیواناتی که سال های سال است انسان ها را همراهی می کنند، تمام نقش های اساطیری را بازی کرده اند. در مصر باستان، گربه ها بسیار مورد احترام واقع می شدند. امروزه آمریکایی ها از بیش از 81 میلیون گربه (به عنوان حیوان خانگی) نگه داری می کنند.
حالا چرا «نه!» به گربه ی سیاه؟ این خرافه برگرفته از باوری است که مردم به جادوگرها و حیوانات سحر شده ی آن ها داشته اند؛ در گذشته، گربه های سیاهِ سحر شده، عصای کار جادوگر ها بودند!

5. پای خرگوش خوش شانسی می آورد!
جادو و طلسم، روش هایی قدیمی برای مقابله با شیطان بودند؛ یا صلیب و سیر که برای دور نگه داشتن خون آشام ها استفاده می شدند! اما استفاده از پای خرگوش به عنوان طلسم، یادآور قبایل سِلتی در ((Celtic بریتانیا است. خرافه ای که ریشه در جادویی آمریکایی-آفریقایی دارد، خرافه ای که سنت های آمریکایی های بومی را با سنت های اروپایی و آفریقایی می آمیزد.

6. شانس بد، سه باره می آید
عقیده به اینکه اگر در طول یک هفته دو اتفاق بد برایتان افتاد، منتظر سومی اش باشید!

7. مواظب آینه باش!
براساس افسانه های قومی و اجدادی (فولکلور) شکستن آینه هفت سال بدبختی را به همراه می آورد.
این خرافه برگرفته از این باور است که هر بار که در آینه نگاه می کنیم، آینه تنها تصویر ما را نشان نمی دهد بلکه قسمت هایی از روح ما را در خود نگه می دارد. این باور باعث شد تا مردم آمریکای جنوبی پس از مرگ هر یک اعضای خانواده، آینه ها را بپوشانند تا مبادا روح متوفی در خانه بماند!
هفت سال زمان زیادی است و تحمل آن برای مردم ناممکن، آن ها برای رهایی از بخت بد راه هایی را چاره کرده اند: برای مثال تکه های شکسته ی آینه را به سنگ قبری می کشند تا اثر هفت ساله ی طلسم از بین برود یا آینه را آنقدر می کوبند تا پودر شود!!!

8 . بزن به تخته
این عبارت، طلسمی شفاهی است که از آن برای دوری از هر بدشانسی استفاده می کنند، برای مثال: «دیدی شکستن آینه هیچ اثری نداشت؟ بزن به تخته!»
این تعلق خاطر به چوب و تخته شاید برگرفته از باوری قدیمی مبنی بر وجود روح هایی خوش خیم در درختان باشد.
این عبارت، یا عبارت هایی شبیه به این، در میان بسیاری از اقوام با زبان و سننی متفاوت بسیار رایج است؛ خوب یا بد این خرافه در میان ایرانیان هم از جایگاه ویژه ای برخوردار است!

9. با استخوان جناق آرزو کن!
سنتِ شکاندن استخوان جناق به سال های دور و افسانه ای از رومیان قرن یک میلادی بر می گردد. آن ها بر سر استخوان های جناق دعوا می کردند! چرا که معتقد بودند استخوان جناق خوش بختی و شانس را به همراه خواهد آورد، اگر هم استخوان جناق در جریان این دعواها می شکست، دارنده ی قسمت بزرگتر به آرزویش می رسید.

10. چتر را در خانه باز نکنید!
باز کردن چتر توی محیط بسته نه فقط «کمی» خطرناک است، بلکه «بد یمن» است و بدبختی به بار می آورد!
در افسانه های قدیمی داستان زنی رومی آمده است که درست چند لحظه پس از باز کردن چتر، خانه اش فرو ریخت، و در داستانی دیگر یک شاهزاده درست بعد از گرفتن دو تا چتر از پادشاه، دار فانی را وداع گفت!

این مطلب، در تابستان ۱۳۹۳، به سفارش موسسۀ مطبوعه به رشتۀ تحریر درآمده است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درباره سایت

از رنج زندگی، به ادبیات پناه آورده‌ایم؛ به واژه‌های خیال‌انگیز و آهنگین، به آه، نگاه و نگاره. به عشق، به مهر، به دوست داشتن…

پیوند دوستان

Copyright 2020 | Elmirashahan.ir | All Rights Reserved