بازتاب جشنواره در خارج از کشور

آینۀ ایران نما

مهدیه موسی‌زاده: وقتی مهمان به خانه ما می آید، سعی می کنیم همه جا را مرتب کنیم تا خانه مان در مقابل مهمان بسیار تمیز و منظم نشان داده شود. اگر در خانه مشکلی هم داشته باشیم، جلو مهمان آبروداری می کنیم و سعی می کنیم اوضاع را مرتب نشان دهیم.
فرض کنید یک مهمان خارجی داشته باشیم که بخواهد برای مدتی ایران بماند و از ما بخواهد او را در شهر بگردانیم. حتما او را به جاهای دیدنی و باصفایی که می شناسیم می بریم. چون نمی خواهیم تصویری که از ما، خانه و کشورمان در ذهنش نقش می بندد، تصویر نامناسبی باشد. محال است او را به قسمت هایی از شهر بریم که از نظر زیبایی و نظافت و ظاهر، در سطح پایینی قرار دارند.
اینها عرف فرهنگ و جامعه ماست. هیچ کسی دوست ندارد تصور نه چندان قشنگی از او، فرهنگ و کشورش در ذهن کسانی که با کشور او آشنا نیستند، ایجاد شود.
در مدت برگزاری جشنواره فیلم فجر در ایران، مهمان هایی از سایر کشورها برای شرکت در جشنواره به ایران می آیند و مدتی مهمان ما ایرانی ها هستند. از آنجایی که تقریبا می توان گفت جشنواره فیلم فجر، آینه ای است که اوضاع جامعه ایران و خانواده ایرانی را در جهان منعکس می کند، باید دید چه تلاشی برای خلق بهترین تصاویر در این عرصه صورت گرفته است. باید به این فکر کرد که آنها با دیدن بعضی از فیلم هایی که در جشنواره فیلم فجر نشان داده می شود، چه تصوری از فرهنگ، تاریخ و گذشته ما ایرانی ها پیدا می کنند.
اگرچه نقد منصفانه و نشان دادن پدیده های مختلف اجتماعی در فیلم ها، کار منطقی و معقولی است و جامعه ما بیشتر از این حجم فیلم های عاشقانه و بر بعضی موارد، هجو، نیازمند چنین فیلم هایی است، گاهی فیلم سازهای ما، فیلم های تخیلی ولی به نام فرهنگ و منش ایرانی ها می سازند و در معرض نمایش قرار می دهند.
نقد، تفاوت زیادی با بد جلوه دادن دارد. گاهی ما نسبت به یک وضعیت خاص اعتراض می کنیم و با هنری که داریم نقد خود را به نمایش می گذاریم. خب این کار ارزشمندی است. اما گاهی یک نفر پیدا می شود که با هنرش، گذشته ای ساختگی را به مخاطب القا می کند. به عنوان مثال، در جشنواره سال قبل 2 فیلم «خط ویژه» و «خانه پدری» نشان داده شدند. فیلم خط ویژه، یک فیلم با محتوای پدیده روز اجتماعی بود و با چاشنی طنز، به نقد یکی از اتفاقات روز جامعه پرداخته بود. موضوع فیلم، اختلاس بود که در فضای جامعه به مساله مهمی تبدیل شده بود. اما فیلم خانه پدری که از اول تا آخر، تماشاچی را با یک «چرای بزرگ» به دنبال خود می کشاند، چه حرفی برای گفتن داشت؟ می خواست بگوید غیرت خانواده ها و مردهای ایرانی تا حدی است که برای ننگی که دختر خانواده به وجود آورده، او را در خانه از بین ببرند و در زیرزمین خانه دفن کنند؟ واقعا خانواده های ایرانی چنین آدم هایی هستند؟ یک فرد غیر ایرانی اگر این فیلم را ببیند، فکر می کند جامعه ایران در گذشته به چه شکل بوده؟
این مساله ها کم و بیش از بعضی از فیلم های راه یافته به جشنواره هم به چشم می خورد.
باید فکر کرد فیلم هایی که به جشنواره راه پیدا می کنند، آیا فرهنگ و منش ما را به درستی به کسانی که شاید خیلی ما را نشناسند، معرفی می کند؟ آیا ارزش دیده شدن توسط مخاطبان ایرانی و مهمان های خارجی را دارند؟
البته امسال برای اولین بار، بخش بین الملل و بخش ملی جشنواره فیلم فجر، تقریبا به فاصله 2 ماه از هم برگزار می شود و جای امیدواری است که مهمان های خارجی و کشورهای شرکت کننده، شانس کمتری برای دیدن همه فیلم های جشنواره دارند. معلوم نیست امسال چند فیلم در جشنواره، از ما، تصویر تار و تیره ارایه کرده اند.
اما گروهی معتقدند در حالی که جشنواره‌ های نوپای ابوظبی و دوبی با دعوت از چهره ‌های سرشناس سینمای جهان و صرف هزینه ‌های گزاف سعی بر کسب اعتباری بین ‌المللی برای خود دارند، سینمای ایران به دست خود و با جداسازی بخش ملی و بین الملل نگاه علاقه‌مندان و نویسنده های خارجی را از خود دور نگه می‌دارد.
جشنواره فیلم فجر شاید مثل جشنواره های خارجی و بزرگ دنیا، بازتاب زیادی در همه کشورها نداشته باشد، اما کشورهای شرکت کننده در بخش بین الملل کم و بیش با جشنواره فیلم فجر آشنایی دارند. کشورهای زیادی در سال های گذشته در این جشنواره در بخش بین الملل شرکت کرده اند؛ الجزایر، آذربایجان، شیلی، کلمبیا، مصر، هند، اندونزی، عراق، لبنان، مراکش، نپال، پاکستان، فیلیپین، سنگال، سنگاپور، آفریقای جنوبی، سودان، بنگلادش، سوریه، تایلند، تونس، امارات متحده عربی، ویتنام ، مالزی، کنیا، گواتمالا، صربستان، ترکیه، هلند، تاجیکستان، آلمان، فرانسه، اسلوونی، کرواسی، قزاقستان، گرجستان و فلسطین، کشورهایی هستند که در سال های گذشته در جشنواره شرکت و بعضی از آنها برنده جایزه های مختلفی شدند.
البته در خود همین کشورها هم بازتاب جشنواره، آن چنان که جشنواره هایی مثل کن سر و صدا به پا می کند، نبوده. بخشی از این زیاد دیده نشدن، به دلیل کم کاری در حوزه تبلیغات بخش بین الملل فیلم فجر است. باید بررسی کرد در کشورهای دیگر، افراد شرکت کننده از چه طریقی با این جشنواره آشنا شده اند و آیا تبلیغات را در این زمینه کافی می دانند یا خیر.
اگرچه خبر برگزاری جشنواره تقریبا در خیلی از رسانه ها، به ویژه سایت های خبری و مجله های اینترنتی بسیاری از کشورها اعلام می شود، اما تعداد کمی از این سایت ها و مجله های اینترنتی وقت بیشتری برای اعلام برنامه های جشنواره و ارایه اسامی برندگان و فیلم هایی که جایزه گرفته اند می گذارند. این موضوع در سال های اخیر، کمی هم جنبه سیاسی به خود گرفته. در این چند سال شاهد بودیم هر فیلم جشنواره که اوضاع ایران را بدتر و سیاه تر نشان داده، در خیلی از محفل های سینمایی دنیا به سرعت مطرح شده و مورد تقدیر و تحسین قرار گرفته. البته گاهی هم حرف های منصفانه ای درباره بعضی از فیلم ها زده شده. مثلا «دبورا یانگ» که یکی از منتقدان سرشناس نشریه سینمایی هالیوود ریپورتر است، فیلم «شیار 143» را تحسین کرده بود.
«دبورا یانگ» درباره تغییرات جشنواره فیلم فجر هم گفته :«از این که بخش ملی و بین‌الملل جشنواره فیلم فجر جداگانه برگزار می‌شوند باخبر شده بودم. متاسفانه در ماه می نمی‌توانم به ایران بیایم چرا که در آن زمان هالیوود ریپورتر در شرایط کاری فشرده‌ای خود را برای جشنوراه فیلم کن آماده می‌کند و در واقع بدترین زمان سال برای سفر کردن من است. جای تاسف است چرا که سال پیش احساس کردم تحولی در سینمای ایران رخ داده است».
یکی از گزارشگرهای روزنامه گاردین هم سال گذشته، در سی و دومین جشنواره فیلم فجر، فیلم «شیار 143» را تحسین کرده بود ولی آثار مهرجویی و کیمیایی را مورد پسند مردم ندانسته بود. او نوشته بود: «نرگس آبیار با «شیار 143» فیلمی زنانه و غیرقابل پیش بینی از جنگ ایران-عراق ارایه کرد. موضوع این فیلم در یکی از روستاهای مرکزی ایران به وقوع می‌پیوندد. فیلم ماجرای زنی به نام الفت را روایت می کند که در انتظار بازگشت پسرش است که در جنگ مفقودالاثر شده است. این فیلم هم اشک مخاطب را در می‌آورد و هم حسی از راحتی و اطمینان خاطر ایجاد می کند.»
جالب این جاست که گزارشگر گاردین، فیلم «خانه پدری» را یک فیلم سنگین و تفکربرانگیز دانسته بود و نوشته بود: «فیلم دیگری که قابل توجه بود فیلم «خانه پدری» ساخته کیانوش عیاری است که سرانجام پس از سه سال توقیف به اکران درآمد. عیاری، با کارنامه پرباری که دارد یکی از بهترین‌ کارگردانان سینمای ایران است. او امسال با یک فیلم سنگین و تفکربرانگیز به جشنواره آمد. پدری که دخترش را به خاطر یک آبروریزی خانوادگی می‌کشد (جزییات روشن نمی شود). او به طور پنهانی جسد دختر را دفن می‌کند، اما سایه او نسل ها حضور دارد».
این که با برنامه ریزی بیشتر و اقدامات اساسی، جشنواره در خارج از کشور بازتاب گسترده ای داشته باشد و بتواند با جشنواره های هم طرازش در عرصه بین المللی رقابت کند، فکر خوبی است. اما آیا می خواهیم با نشان دادن آثاری که جامعه مان را یک جامعه متعصب و عصبی و گاهی متحجر نشان می دهد، در عرصه بین الملل با سایر جشنواره ها رقابت کنیم؟

این مطلب، در زمستان ۱۳۹۳، به سفارش موسسۀ مطبوعه به رشتۀ تحریر درآمده است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright 2020 | Elmirashahan.ir | All Rights Reserved