بررسی خرافات و جادو در فیلم‌ها و کتب کشورهای غربی

پشت پردۀ قاب جادویی

محمدرضا رحمانی: «بررسی خرافات و جادو در فیلم ها و کتب کشورهای غربی»؛ برای درک بهتر این گزاره ابتدا باید تعریف دقیقی از تک تک کلمات ارائه کنیم. خرافه و جادو چیست؟ ریشه در کجا دارد؟ فیلم های غربی تا چه حد تحت تاثیر این مفاهیم تولید شده اند؟ هدف از انتشار کتاب و یا ساخت فیلم با موضوع خرافه و جادو چیست؟ چرا غرب در این سال ها سرمایه گذاری عظیمی در این حوزه کرده است؟ سعی مان بر این است که در این مطلب علاوه بر ریشه یابی محتوایی موضوع، گزارشی اجمالی از فیلم ها و کتب غربی با موضوع خرافه و جادو ارائه دهیم تا بتوانیم پاسخ مناسبی برای سوالاتمان پبدا کنیم.
یکی از اصلی ترین طرق جذب مخاطبان به سینمای هالیوود تحریک قوۀ تخیل است. هالیوود با تکیه بر پتانسیل عظیمی که در بحث جلوه های ویژه و رایانه ای دارد به خوبی می تواند تا دهۀ های بعدی هم اینگونه در این عرصه یکه تازی کند و بی رقیب به کار خود ادامه دهد. در سال های اخیر ما شاهد نمونه های بی شماری از این دست آثار هالیوودی بوده ایم، اما پرسشی که باید به آن توجه داشت این است که چرا غرب به شکل گسترده و با سرمایه گذاری وسیع به این حوزه ورود پیدا کرده است؟
غرب و به طور مشخص آمریکا چه در آثار نمایشی و چه در آثار مکتوب خود همواره سعی در بر هم زدن معادلات جهانی دارند. بهترین ریسمانی هم که در این میان می توانند به آن چنگ بزنند، دین است. از اختلاف بین پروتستان و کاتولیک گرفته تا دعوا بر سر خدایان مختلف در بودائیسم. با نگاهی اجمالی به آثار گذشتۀ هالیوود می توان نمونه های فراوانی از این دست مشاهده کرد. امروزه تقریبا پشت پردۀ اغلب فیلم ها و سریال های آمریکایی، یک مفهوم دینی گنجانده شده است. مخاطب به خیال خود دارد یک درام عاشقانه می بیند اما در واقع این چنین نیست. در لابه لای همین درام عاشقانه مفاهیمی چون اعتقادات یهود، تفکرات فراماسونری، همجنس گرایی و … را به شکلی که حتی خود او هم متوجه نشود می بیند و در بلند مدت تاثیر می پذیرد. با تکیه بر گزارۀ نخست، «یکی از اصلی ترین طرق جذب مخاطبان به سینمای هالیوود تحریک قوۀ تخیل است»؛ یکی از ابزارهایی که می توان با آن به تحریک قوۀ تخیل مخاطب پرداخت، خرافه و جادو است. مفاهیم جذاب و مخاطب پسندی که با تکیه بر آن ها به راحتی می توان ادیان مختلف را به چالش کشید.

خرافه و جادوی هالیوود در خدمت کابالیسم
تاریخچۀ کابالا یا تصوف یهودی به قرن سیزدهم میلادی بر می گردد. کابالا به معنای قدیمی و کهن است و پیروان آن را کابالیست می نامند. دیدگاه اصلی این مکتب تکیه بر دانش سری و پنهان خاخام های یهودی دارد و کابالیست ها برای آن احترام زیادی قائل هستند. کابالیست ها معتقدند تمام این دانش مستقیما از خداوند به پیامبر و پیشوایان آن ها در قالب کتابی رسیده است و حتی پیامبران ادیان دیگر و شخصیت هایی چون افلاطون و ارسطو نیز دانش خود را از این کتاب گرفته اند. از آنجا که ما در این مجال در پی پرداختن به یک پدیدۀ صرفا تاریخی نیستیم به همین مقدمۀ کوتاه دربارۀ ماهیت کابالا اکتفا می کنیم.
شاید هری پاتر (harry potter) را بتوان بهترین نمونۀ مکتوب و نمایشی آمریکا در 20 سال اخیر دانست که به طور تمام قد در خدمت کابالیسم بوده است. یک رمان هفت جلدی خیال پردازانه که هم نویسنده اش، جی کی رولینگ را به یکی از ثروتمندترین افراد جهان تبدیل کرد و هم جهان کودکان و بزرگسالان را با جادوگری آشنا کرد. تاثیرات این کتاب تا حدی زیاد بوده که خود آمریکایی ها بر این باورند نویسنده نیز هنگام نگارش متن کتاب جادو شده است. چهار سال بعد از انتشار اولین رمان از مجموعۀ هری پاتر بود که هالیوود با ساخت نخستین فیلم سینمایی از رمان اول (هری پاتر و سنگ جادو)، جهان کودکان و نوجوانان را شگفت زده کرد. اما اگر بخواهیم از وجه ظاهری این مجموعه بگذریم به محتوای آن خواهیم رسید. این فیلم تنها نمی خواهد به ما بفهماند که هری پاتر نماد خوبی و سپیدی است و ولدمورت نماد پلیدی و سیاهی. مفاهیمی چون اومانیسم (انسان گرایی)، اگزیستانسیالیسم (بی‌خدایی)، نیهیلیسم (پوچ گرایی)، ماتریالیسم (مادی گرایی)، سکولاریسم (جدایی دین از سیاست)، آته ایسم (انکار وجود خدا)، وهم گرایی، خرافه گرایی، دین زدگی، همجنس بازی و … را به راحتی می توان در قسمت های مختلف این اثر سینمایی مشاهده کرد.

نمونه هایی از آثار نمایشی و مکتوب غرب با موضوع خرافه و جادو
به طور کلی آثار نمایشی غرب در سه قالب فیلم های سینمایی، سریال های تلویزیونی و انیمیشن و کارتون به مخاطبان جهان عرضه می شود. برای درک عمیق تر از مفاهیم کلیدی و با اهمیتی که در مطالب بالا به آن ها اشاره شد به معرفی مواردی از مصادیق عینی تولید شده توسط هالیوود می پردازیم. فیلم های سینمایی: هفت گانۀ هری پاتر (harry potter)، چهارگانۀ گرگ و میش (Twilight)، سه گانۀ ارباب حلقه ها (The Lord of the Rings)، سریال های تلویزیونی: لاست (Lost)، لژیون (Legion)، انیمیشن و کارتون: شِرِک (Shrek)، افسانه های اوز (Legends of Oz)، رانگو (Rango). این موارد تنها بخش کوچکی از آثار نمایشی غرب با موضوع خرافه و جادو می باشد. برخی از اتُدهای رایج و پر کاربرد این آثار عبارتند از: نامرئی شدن با کشیدن یک پارچه بر روی سر (هری پاتر)، قدرت پرواز کردن با مکیدن خون یک خون آشام (گرگ و میش)، چرخاندن یک چرخ دنده و رفتن به زمان های مختلف (لاست)، تلقین مفاهیم یهود با به تصویر کشیدن فرشتگان خدا در نقش شَر شاید اینگونه به نظر برسد که برخی از این آثار در ژانر تخیلی قرار می گیرند؛ اما به واقع تمامی این آثار یک هدف واحد را دنبال می کنند: ترویج خرافات و جادو با تحریک قوۀ تخیل و نشان دادن موجوداتی که قدرت فرا زمینی دارند، آن ها با این کار به معجزۀ پیامبران حمله برده و دین را دست مایۀ اهداف پلید خود قرار می دهند. آثار مکتوب: برخی از آثار نمایشی که نامبرده شد برگرفته از رمان های پرفروش به چاپ رسیده در گذشته است، مانند: هری پاتر، گرگ و میش و ارباب حلقه ها. اما مثال های دیگری هم از این رمان های پر فروش می توان نام برد از جمله: جکسون و خدایان یونان، هابیت، آخرین دو رگه و امثالهم.

ترویج مفاهیم استراتژیک با سلاحی به نام رسانه
اگر ما در تعریف سینما به عنوان یک هنر-صنعتِ سرگرم کننده اجماع داشته باشیم، می توانیم بر نقش پر رنگ آن به عنوان یک ابزار قدرتمند در تعریف هویت فرهنگی افراد اعتقاد داشته باشیم. سینما و به طور کلی قاب جادویی تصویر، به راحتی می تواند افراد را در انتخاب های مهم زندگی شان راهنمایی کند. بنابراین کشورهای غربی به خوبی با سرمایه گذاری در حوزه های مختلف رسانه مردم جهان را به سمت اهداف استراتژیک خود کشیده و خوراک فکری آنها را آن طور که می خواهند تعریف می کنند. اهدافی که هر چند بر فرض محال انسانی باشند در جوامع در حال توسعه باعث از هم گسیختگی فرهنگی می گردند. حال اگر کشورهای در حال توسعه نظیر کشور ما آگاهانه با راهبرهای اساسی غرب در به تحقق رسیدن این اهداف مقابله کنند، قطعا تیر آن ها خطا رفته و نمی توانند فرهنگ جامعۀ ما را که مبتنی بر شریعت اسلام می باشد مورد هجوم قرار دهند. به طور قطع و یقین می شود با کمی تامل و برنامه ریزی فرهنگ جامعه را به مسیری فراتر از باورهای مبتذل غربی نظیر خرافه و جادو سوق داد. باورهایی که تنها می توانند انسان را به خوشی هایی زودگذر و در نهایت پوچی بکشانند. هر چند این راه زحماتی بس بی دریغ می طلبد، امیدواریم کشور ما با آگاهی و تدبیر مدیران فرهنگی اش در سطوح مختلف از سیاست گذاری های کلان گرفته تا اجرای مصوبات، از این خطرات مصون باشد.

این مطلب، در تابستان ۱۳۹۳، به سفارش موسسۀ مطبوعه به رشتۀ تحریر درآمده است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درباره سایت

از رنج زندگی، به ادبیات پناه آورده‌ایم؛ به واژه‌های خیال‌انگیز و آهنگین، به آه، نگاه و نگاره. به عشق، به مهر، به دوست داشتن…

پیوند دوستان

Copyright 2020 | Elmirashahan.ir | All Rights Reserved