خرافات در استان‌ها و شهرهای کشور

خرافاتی‌ترین سرزمین

ماندانا بخشی: «دیدن گربۀ سیاه در صبح بد یمن است»، «عدد سیزده نحس است»، «گره زدن سبزه در روز سیزده به در باعث گشایش بخت می شود»، «اگر تیغه های قیچی را به هم بزنند، حتما دعوا می شود» و …
همه ی ما بارها عباراتی از این دست را شنیده ایم و فارغ از این که چقدر آنها را باور داشته باشیم، هیچ گاه نمی توانیم منکر فراگیر بودنشان شویم. “خرافات” نامی است که در فرهنگ عامه به چنین باورهایی داده اند و البته تنها به باورهایی از این دست محدود نمی شود؛ فال گیری، طالع بینی، اعتقاد به شانس، توسل به جادو و … نیز از سایر مواردی هستند که در دسته ی خرافات جای می گیرند.
برای درک ریشه ی خرافات و این که چنین باورهایی از کجا آمده اند، باید سال های سال به عقب بازگشت؛ زمانی که انسان های جوامع اولیه کمترین دانشی درباره ی محیط اطراف خود نداشتند و همواره در ترس از اتفاقات اطراف خود به سر می بردند. حوادث طبیعی، بیماری های مختلف، مرگ و میر و … آن ها را تهدید می کرد و آن ها که توانایی مقابله با این عوامل را نداشتند، تنها چاره را در این دیدند تا برای غلبه بر ترس درونیشان، در ذهن خود توضیح و توجیهی برای آنها بیابند.
آن ها این حوادث طبیعی را نتیجه ی خشم گرفتن قدرت هایی برتر دانسته و راه پیشگیری را در این دانستند که مانع خشم آن نیروهای برتر شوند. قربانی دادن، اجرای مراسم و رقص های خاص و … از جمله اعمال آن ها برای خشنود نگاه داشتن نیروهای برتر بود و گرچه هیچ گاه حاصلی از آن ندیدند، اما برای کمک به آرامش خاطرشان موثر بود.
نمی توان انسان های نخستین را به این دلایل خرافاتی نامید (زیرا هنوز کوچک ترین دانشی درباره ی خود و جهان اطرافشان نداشتند) اما شکی نیست که همین روند و ادامه ی آن، فلسفه ی اصلی به وجود آمدن خرافات در جوامع بعدی بوده است؛ قرار گیری دو ویژگی جهل و ناتوانی در کنار هم و در کنار این خصیصه ی همیشگی انسان – که برای تسکین اضطراب خود دائما به دنبال توجیه و پیوند دادن عوامل غیر مرتبط است – ، دقیقا همان دلیلی است که همواره زمینه ساز بروز اعتقادات خرافی در جوامع گوناگون بوده است.
تحقیقات جدید صورت گرفته بیانگر آن اند که با پیشرفت جوامع، اعتقاد به خرافات به طرز معنی داری رو به کاهش گذاشته است. نتایج این تحقیقات نشان می دهد که بین متغیرهای مستقل تحصیلات، منزلت شغلی، سن، وضعیت اجتماعی و اقتصادی با گرایش به خرافات رابطه وجود دارد؛ به این معنا که افرادی که از تحصیلات بالاتری برخوردارند و افرادی که والدین تحصیل کرده تری دارند گرایش کمتری به خرافات دارند. گروه های سنی کهنسال و میانسال بیشتر از جوانان، و افرادی که از موقعیت اجتماعی اقتصادی بالاتری برخوردارند کمتر به خرافات گرایش دارند. به علاوه افرادی که شغل های با منزلت اجتماعی بالا دارند (مشاغل فکری) گرایش کمتری به باورهای خرافی دارند. این، خود تصدیقی است بر آن که نادانی و عجز انسان ها همواره مهم ترین دلیل برای گرایش آنان به خرافات بوده است و هر چه از میزان آن کاسته شده و انسان ها در حل مسائل خود تواناتر گشته اند، خرافی گری آنان نیز کاهش بیشتری یافته است.
باورهای خرافی در همه ی دنیا گسترش یافته و در هر جامعه ای به تناسب روحیات مردمش، اعتقادات خاصی به وجود آمده اند. بنابراین، اعتقاد به خرافات را نمی توان محدود به کشوری خاص یا نقطه ی خاصی از جهان دانست، اما ما در این گزارش بر آنیم تا به مسئله ی خرافات در کشور خود بپردازیم و اعتقادات خرافی مختلف به وجود آمده در کشورمان و همچنین میزان گسترش آنها در شهرهای مختلف را بررسی نماییم.
با مطالعه ی فرهنگ عامه و سایر منابع موجود، به نوعی از باورهای خرافی می رسیم که اگر چه ممکن است امروزه به نظر ما خنده دار آیند اما در روزگاری نه چندان دور رواج فراوانی داشته و مردم به آنها عمل می کرده اند. چنین باورهایی فراتر از اعتقادات ساده ای چون نحسی عدد سیزده و امثال آن بوده و گاهی تمام زندگی افراد را در بر می گرفته و تحت تاثیر خود قرار میداده اند.
همان طور که در سطرهای بالا اشاره شد، هر جا که نادانی انسان ها بیشتر می شد و آنها توان حل مشکلات خود را نداشتند، خرافات نیز مجال بروز بیشتری می یافت. از مصادیق آن می توان به زندگی زنان عادی در جوامع سنتی گذشته اشاره نمود. در چنین جوامعی مردان تنها نان آور خانواده و تصمیم گیرنده ی تمام امور زندگی بودند و زندگی زنان کاملا به وجود آنها وابسته بود. از همین رو، پیدا کردن همسر و پس از آن صاحب فرزند شدن (به خصوص فرزند پسر) از مهم ترین مسائل و دغدغه های زندگی زنان گذشته بود که اگر به هر دلیلی این اتفاق نمی افتاد و یا در آن وقفه ای ایجاد می شد، زندگی آنان با مشکلات اساسی روبرو می شد. در نتیجه «بسته شدن بخت» و «نازایی» از مسائل مهمی بودند که حتما باید برای حل آن ها چاره جویی می شد و طبیعی است که در غیاب علم و دانش و پیشرفت های پزشکی، چاره ی حل ماجرا به دست خرافات می افتاد. به همین دلیل است که باورهای خرافی بسیاری پیرامون این دو مسئله شکل گرفته و بعضی از آن ها حتی تا به امروز نیز به جا مانده اند.
پوشیدن پیراهن مراد، استحمام با آب مرده شورخانه، رد شدن از روی جسد مرده ای که هنوز از خانه نبرده اند و … از جمله باورهای خرافی ای بوده اند که برای رفع این مشکلات به آنها عمل می کرده اند و البته امروزه بسیار عجیب و تا حد زیادی تاسف برانگیز به نظر می آیند. در این میان «گره زدن سبزه در روز سیزده به در برای گشایش بخت» از جمله باورهایی است که هنوز هم به جا مانده و افراد بسیاری – ولو به شکل شوخی- به آن عمل می کنند. بدیهی است که انجام چنین عملی نه تنها تاثیری در گشایش بخت ندارد، بلکه باعث صدمه زدن به طبیعت می شود و چه بهتر است که از آن پرهیز نمود.
از دیگر مواردی که پیرامون آن عقاید خرافی زیادی به وجود آمده، رفتن به سفر بوده است که چون در گذشته سفرها به سختی انجام می شده و حتی مسافران بسیاری جان خود را در طول سفر از دست می داده اند، اعمال خرافی بسیاری در بدرقه ی مسافران، برای حفظ آنان در طول سفر و … انجام می شده است. اختلافات میان افراد، بیماری های مختلف، به دنیا آمدن نوزاد و … نیز از جمله مسائل دیگری بوده اند که هر یک به گونه ای باعث شکل گیری خرافات زیادی در میان مردم گشته اند (برای حل و فصل یا جلوگیری از وقوع آنها).
بررسی های انجام شده و اطلاعات آماری استخراج شده، تفاوت خیلی زیادی را در میزان گرایش مردم شهرهای مختلف ایران به خرافات، نشان نمی دهند و میزان پراکندگی چنین باورهایی در بسیاری از نقاط کشورمان یکسان است. اما اگر بخواهیم دقیق شویم شهرهایی هستند که در گذشته ی آن ها، باورهای خرافی بیشتری رواج داشته اند و اگر چه اکنون کاهش قابل توجهی یافته اند، اما هنوز هم آثاری از آن ها می توان یافت. در بررسی علل چرایی این اتفاق، یک نکته حائز اهمیت است که باز هم ما را به آنچه در ابتدای این گزارش مطرح کردیم، باز می گرداند. این نکته، اقلیم و شرایط آب و هوایی شهرهای مورد نظر می باشد. می دانیم که محیط زندگی انسانها، تاثیرات فراوانی بر روی خلق و خو، ویژگی های جسمی و شرایط کلی حاکم بر زندگیشان می گذارد. نواحی گرم و خشک و کویری کشورمان از جمله مناطقی بوده اند که به دلیل داشتن شرایط جوی و آب و هوایی نامناسب، همواره ساکنان خود را با مشکلات فراوانی روبرو ساخته اند. این مشکلات به خصوص در روزگاران گذشته که انسان ها امکانات کمتری برای تعدیل شرایط خود داشته اند، بسیار بیشتر بوده است. همانطور که گفتیم انسان ها در هنگام روبرویی با شرایط سختی که از پس آن بر نمی آمدند، برای تسکین روح خود رو به خرافات می آوردند و طبیعی است که این گرایش در میان مردمی که شرایط زندگی سخت تری دارند بیشتر از مردمی باشد که در آسودگی به سر می برند. شهرهایی مثل یزد، اصفهان، کرمان، بندرعباس، اهواز و … از جمله شهرهایی اند که با قرار گرفتن در مناطق نامساعد آب و هوایی، شرایط سخت تری داشته اند و همین عامل باعث به وجود آمدن باورهایی خاص و گاهی پیچیده در میان مردم این شهرها گشته که حتی پهلو به افسانه ها می زنند. مورد مهم دیگر، میزان سنتی بودن شهرهاست. در شهرهای سنتی کشورمان میزان گرایش به خرافات همواره بیشتر بوده است و هر چه شهرها پیشرفت بیشتری کرده اند، انسانها بیش از پیش به قدرت خدا و دانش های مختلف پی برده، و از خرافات و موهومات فاصله ی بیشتری گرفته اند. با وجود تلاشهای صورت گرفته، هنوز تحقیق جامع و کاملی در مورد باورهای خرافی در تمام نقاط کشورمان انجام نشده است. این در حالی است که انجام چنین تحقیقاتی ضروری به نظر می رسد، زیرا همان طور که می دانیم دانستن هر مسئله و اشراف کامل بر آن، نخستین قدم در حل آن می باشد. امید است که با برداشتن این قدم و قدم های بعدی (فرهنگ سازی، آموزش و … )، تلاش لازم برای ریشه کن نمودن هر نوع باور خرافی و آسیب رسان در کشورمان صورت گرفته و شاهد کاهش اعتقادات خرافی و جایگزین نمودن چنین افکاری با دانش، کوشش و از همه مهم تر توکل به خدای یگانه باشیم.

این مطلب، در تابستان ۱۳۹۳، به سفارش موسسۀ مطبوعه به رشتۀ تحریر درآمده است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درباره سایت

از رنج زندگی، به ادبیات پناه آورده‌ایم؛ به واژه‌های خیال‌انگیز و آهنگین، به آه، نگاه و نگاره. به عشق، به مهر، به دوست داشتن…

پیوند دوستان

Copyright 2020 | Elmirashahan.ir | All Rights Reserved